تبليغاتX
سینوس

سینوس

I want to cry

وای این روزا و این شبا چقدر شلوغ پلوغه !! چقدر مردم ریختن به هم !!

می خواستم بگم چرا دل بعضیا شده مثل کاروانسرا !!

می خواستم بگم چرا پسرا شدن مثل دخترا و دخترا دارند کارای پسرونه می کنن !!

می خواستم بگم چرا تو پایتخت کشور عزیز و اسلامیمون که 29 سال پیش قرار بود مدینه فاضله بشه الان هر 5 ساعت یه بار یه قتل اتفاق می افته !!

می خواستم بگم چرا گروه کفتارها باید اعدام بشن ، مگه غیر از اینه که به مشت پسر فاسد تجاوز !! نه ببخشید باهاشون تفریحات سالم انجام می دادن !! مثل خیلی از !!؟؟

می خواستم بگم چرا با وجود جیره بندی بنزین اتومبیل گرون شده !!

می خواستم بگم چرا استانداری اصفهان فقط از تعدادی از هنرمندان تقدیر کرد ، بعضی گزینش شده که یکی از هنراشون التزام عملی بود به !!؟؟

می خواستم بگم چرا با وجود چیره بندی بنزین هنوز خیابونا شلوغه !!

می خواستم بگم چرا هم آغوشی شده تفریح !! اونم از نوع سالمش !!

می خواستم بگم چرا جوونای ایرونی به جای حرف زدن در واقعیت !! دوست دارن پشت صفحه های کامپیوتراشون و تو دنیای مجازی خودشونو یه جور دیگه معرفی کنن !!

می خواستم بگم چرا ملت مسلمان، دوست دارن همیشه با این گوشیای(( دورگوی همراهشون)) مسایل غیر اسلامی رو !! رواج بدن !! مثل گرفتن اون دختر دیوونه!! توسط پلیس مردمی با مامورین با غیرتش !!

می خواستم بگم چرا اجناس،حتی تو سوپر مارکت کنار خونه رییس جمهور هم گرون شده !!؟؟

می خواستم بگم چرا گزارشای اقتصادی روزنامه اکونومیست از زبون مسولین یه جوریه ولی وقتی خود روزنامه رو می خونی یه چیز دیگه میگه !! البته شاید من بیسواد باید بیشتر ((بابا آب داد )) بخونم !!( البته به زبان انگلیش)!!

می خواستم بگم چرا بعضیا به جای اصلاح کردن منتظر ظهور مصلح هستند !!؟؟

می خواستم بگم چرا مردم ایران دوست دارن همیشه بر عکس باشن !!

می خواستم بگم ....

ولی ولش کن ..... این حرفا گفتن نداره ..... می خواستم اینارو بگم ولی گفتم فقط سرتونو درد می یارم !!

می خوام یکم سوار نسیم بشم

نسیم آروم

نسیم با عطر خوش گذار

گذار به خوشی و سرمستی

سرمستی نداشته یک نسل

یک نسل سوخته !!

نه هنوز نه !!

ما نسوخته ایم !!

میشه نسوخت ؟؟ !!

ولی ای کاش ؟؟!!

 

 

+ نوشته شده در 86/04/23ساعت 12:22 توسط حامد |

تصمیم داشتم یه مطلب داغ بنویسم .... داغ داغ .... درست مثل هوای تابستونی که هممونو سوزونده .... می خواستم طوری بنویسم که متفاوت باشه .. بعد فکر کردم ، برای چی .. آخه چرا تفاوت ، تو وبلاگ و بهتر بگم تو وبلاگهای قبلیم ، تقریبا از همه چیز ، از عشق و محبت ، شعر و ادبیات ، خاطره های گذشته دورو نزدیک ، سیاست و حقوق انسان ، مسایل اجتماعی و از همه مهمتر مشکلات و معضلات و همینطور محسنات جامعه همجنسگرایان نوشتم ...

این چند وقته نمی نوشتم ولی تو دنیای مجازی یه سرکی که به وبلاگها می زدم می دیدم که خیلی تغییر کردن ، البته تغییر که نه خیلی از وبلاگ نویسایی که من می شناختمشون و خیلی مفید می نوستن الان دیگه کار نمی کنن و شاید از اون جمع وبلاگ نویس فقط به تعداد انگشتان دست مونده باشن ...... و خوب موضوعات هم فرق کرده و البته که هر کسی آزاده هر چی دوست داره بنویسه (و بخصوص تو کشور ما که تو دنیای حقیقی مجالی برای سخن گفتن آزاد نیست )... ولی ایکاش همه وبلاگ نویسا (روی صحبتم به خودم هم هست ) سعی می کردن چیزایی بنویسن که بتونه راهگشای مشکلات باشه ، حالا منظورم این نیست که خیلی فلسفی کنن ولی هر کسی با هر سبک نوشتن (شعر ، داستان ، مطلب آموزشی و حتی لطیفه ) بتونه منظورش رو به خوبی به خواننده برسونه ....

فعلا که دوباره تصمیم دارم بنویسم و اینبار نه متفاوت و نه با شروع عشقی و نه با پایان تلخش ، بلکه با یک رویکرد منطقی و البته به سبک خودم ........

+ نوشته شده در 86/04/18ساعت 0:32 توسط حامد |

Code music shadmehre www.amb.blogsky.com

www.amb.blogsky.com